The Da Vinci code
کارگردان:رون هاوارد
بازیگران:تام هنکس،آدری تاتو،ایان مک کلن،آلفرد مولینا
مدّت زمان:۱۴۹ دقیقه
کشور:آمریکا
نوع فیلم:راز،هیجان انگیز،نمایشی
رکورد رمز داوینچی:
« رمز داوينچی » ران هاوارد در اکران سينماهای امريکای شمالی ۷۷ ميليون و در اکران جهانی ۲۲۴ ميليون دلار فروخت تا پس از اپيزود سوم « جنگهای ستارهای »، دومين افتتاحيه برتر تاريخ سينما در سطح جهان باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، دوستداران سينما در سراسر جهان به تماشای فيلم تريلر - مذهبی « رمز داوينچی » رفتند و استقبال چشمگيری از آن کردند. موفقيت اين فيلم در بازار جهانی در شرايطی رقم خورد که نمايش اين اثر در داخل کشور نتوانست رکوردی را به نام استوديو سونی ثبت کند.
موفقيت « رمز داوينچی » در نمايش بين المللی به گونه ای بود که عنوان پرفروشترين فيلم تعطيلات پايان هفته را در سال جديد ميلادی برايش به ارمغان آورد. فروش ۷۷ ميليون دلاری فيلم در ايالات متحده و کانادا هم بهترين عملکرد زوج تام هنکس و ران هاوارد در گيشه است.
از ديگر فيلم های موفق اين هفته می توان به انيميشن « آن سوی حصار » اشاره کرد که در گيشه 37 ميليون دلار بليت فروخت. اين اثر که شرح حال ماجراجويی های يک راکن و دوستانش را در محوريت دارد در نخستين هفته نمايش به خوبی درخشيد و مقام دوم جدول فروش را از آن خود کرد.
نمايش اين دو فيلم طلسم فيلم های ناکام هاليوودی را شکست و ناکامی آثاری چون « پوزيدون » و « ماموريت: غيرممکن ۳ » را در هفته های گذشته جبران کرد. پل درگارابديان، کارشناس گيشه، با اشاره به کاميابی « رمز داوينچی » گفت: « فروش موفقيت آميز "رمز داوينچی" در نخستين هفته نمايش نشان می دهد که مردم تمايل دارند برای مشاهده فيلم به سالن های سينما بروند و نياز به فيلم های خوب دارند. »
استوديو سونی با پذيرفتن بازاريابی و نمايش فيلم « رمز داوينچی » بر اساس کتاب دن براون ريسک بزرگی را قبول کرد. اين فيلم با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان مواجه شد و گروههای کاتوليک نيز نسبت به ساخت و نمايش آن معترض بودند، چرا که در فيلم « رمز داوينچی » اين تئوری بررسی می شود که حضرت مسيح با مردم مجدليه ازدواج کرده و ثمره اين ازدواج يک فرزند پسر است.
این فیلم از کتاب رمز داوینچی نوشته دن براون برداشته شده که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده مورد مخالفت بسیاری از مقامات مسیحی جهان شده و اکثر کارشناسان فروش بالای این فیلم و کتاب را همین مخالفت ها دانسته اند و معتقدند که این مخالفت ها،تبلیغی برای این فیلم و کتاب شده است.
در اين ميان سرانجام فروش « ماموريت: غيرممکن ۳» در سومين هفته نمايش در آمريکا از مرز ۱۰۰ ميليون دلار گذشت و اين اثر به فروش ۱۰۳ ميليون دلاری دست يافت.
فهرست فيلم های پرفروش هفته گذشته به اين شرح است:
1. رمز داوينچی ۷۷ميليون دلار
2. آن سوی حصار ۳۷ميليون دلار
3. ماموريت غيرممکن ۱۱ ميليون دلار
4. پوزيدون ۹ميليون دلار
5. وسيله نقليه تفريحی ۵ ميليون دلار
6. شيطان ديدی نديدی ۴ ميليون دلار
7. تنها شانس من با فروش ۳ميليون دلار
8. يک شکار آمريکايی دو ميليون دلار و ۹
9. يونايتد 93 يک ميليون دلار ۱۰
10. اکيلا و مسابقه املاء يک ميليون دلار.

V for Vendetta
عکس ها:


When a stranger calls
(فیلم مورد علاقه ی من!)
کارگردان:سایمون وست
بازیگران:کامیلا بل،تامی فلاناگان،کیتی کسیدی،تسا تامپسون،برایان گراتی
مدإت زمان:۸۷ دقیقه
نوع:وحشتناک،هیجان انگیز
کشور:آمریکا
خلاصه استان: در این فیلم ترسناک یک دانش آموز دبیرستانی برای یک خانواده ثروتمند در نقش مراقبت از کودک مشغول به کار است که ناگهان پیام های تلفنی تهدید آمیز دریافت می کند.فیلم هنگامی ترسناک میشود که او در میابد پیام های تهدید آمیز از داخا خانه است.جیل (کامیلا بل)و کودکان باید قبل از اینکه دیر شود از کابوس شبانه رهایی یابند.
عکس ها:

خالق افسانه ی هری پاتر
جو آن کتلین رولینگ در ۳۱ ژوییه سال ۱۹۶۶ متولّد شد.پدر و مادرش "پیتر" و "آن" با عشق ازدواج کردند و ثمره ی این عشق دو کودک به نام های "جوآن" و "دی"بود.دوران کودکی جوآن بسیار خیال بر انگیز بود.جوآن در انجام فعّلیّت های انفرادی بسیار مهارت داشت.در بیشتر مواقع در اتاقش یا در میان علف های بلند به بازی تخیّلی می پرداخت.والدین جوآن به امید پرورش قدرت تخیّل فرزندشان از همان سال خواندن کتاب برای او را آغاز کردند.خودش می گوید:((خانه پر از کتاب بود و پدر و مادرم همیشه برایم کتاب می خواندند.))تخیّل جوآن با قصّه ی پریان و داستان های خیالی و گاهی نیز ادبیّات کلاسیک تغذیه می شد.
رولینگ می گوید:((روشن ترین خاطره ام از دوران کودکی تصویر پدرم روی صندلی است که کتاب"وزش باد در شاخه های بید"را برایم می خواند.به یاد دارم که آن زمان آبله مرغان گرفته بودم.امّا فقط خاطره ی کتاب در ذهنم مانده است.))جوآن از همان کودکی به داستان علاقه داشت.او اغلب،قصّه هایش را برای خواهرش "دی"تعریف می کرد.در تمام این داستان ها خرگوش نقش مهمّی داشت!چون هر دو خواهر بدجوری دلشان خرگوش می خواست."دی"از این قصّه ها بی اندازه لذّت می برد و این بود که جوآن تصمیم گرفت نویسنده شود.

اوّلین قصه ی او "خرگوش و دوشیزه زنبور" بود و بعد از آن قصّه ی "هفت الماس نفرین شده" را نوشت.خودش می گوید:در آن زمان تصور می کردم یک داستان بلند نوشته ام ، امّا حالا می دانم که یک داستان کوتاه بوده است.نقل مکان ها به شهر کوچک "وینتربورن" در حومه بریستول باعث آشنایی آن ها با دو خواهر و برادر با نام های "ویکی" و "یان پاتر"بود.رولینگ می گوید :نام خوانوادگی آن ها پاتر بود و من همیشه از این نام خوشم می آمد.
پس از نهمین سال تولد جو آن ،خوانواده رولینگ به خانه ای در شهر کوچکی به نام "تاتشیل"نقل مکان کردند . جوآن با موفقیت ، تحصیل در دبیرستان "تاتشیل" را به پایان رساند و روانه ی دبیرستان جامع"وایدین"شد. دوران تحصیل در دبیرستان وایدین دوران نسبتا آرام و یکنواختی بود و به غیر از یکی دو مورد هیچ موفقیت چشمگیری در آن به چشم نمی خورد.یکی از ناراحتی های این دوران شکستن دستش در هنگام بازی نت بال(مسابقه ای شبیه بسکتبال)بین دوتیم هفت نفره بود!!!

روزی که جو آن به بلوغ فکری رسید نیز متعلّق به همین دوران و آن روزی است که خشن ترین دخترهم سالش به او حمله ور شد!او درباره ی آن رویداد گفته است که منطق حکم می کرد به جای ایستادگی و مبارزه از دردسر شانه خالی کنم ،امّا در نهایت ایستادم و تن به مبارزه دادم.
بعد از پایان دبیرستان "پیتر"و"آن"به دخترشان پیشنهاد کردند با وجود عشقی که به زبان دارد بهتر است به تحصیل در رشته ی زبان و ادبیّات فرانسه بپردازد در این صورت می تواند به عنوان یک منشی دو زبانه،شغلی عالی پیدا کند و از آن جا که نمرات جوآن بسیار عالی بود،والدینش دانشگاه "اگزتر"را مناسب ترین دانشگاه برای او دانستند.سال های تحصیل جوآن در دانشگاه بسیار سازنده و پربار بود.او دریافت که به آسانی می تواند بر زبان فرانسه تسلّط پیدا کند.مهم ترین بخش تحصیلاتش در دانشگاه ،یک سال آموزش در پاریس بود تا بتواند در آن جا فرانسه را به طور عملی بیاموزد.
بعد از فارغ التحصیلی،جوآن در جاهای مختلفی مشغول به کار شد.به طور مثال دو سال در سازمان عفو بین المللی به پژوهش در مورد در زمینه نقض حقوق بشر پرداخت و در بیشتر مواقع به امور منشی گری خسته کنندهو بی پایان مشغول بود.اما نه این کار را دوست داشت و نه درآمدش زیاد بود. خود رولینگ می گوید:بعدها ثابت شد که منشی بدتر از من در دنیا نیست!
او هیچ گاه به طور کامل بر روی کارش متمرکز نمی شد زیرا یا بخش هایی از جدیدترین قصّه هایش را بر روی کاغذ می نوشت یا در باره ی اسم شخصیت های داستانش فکر می کرد.بدیهی است که هیچ مدیری از او رضایت نداشت.و او چندین شغل را به همین دلیل از دست داد.جو آن در ۲۵ سالگی هم مانند یک کشتی بدون سکان بود تا اینکه در اتاق بازرگانی منچستر انتخاب و در مقام یک کارمند ساده مشغول به کار شد.جو آن در طول سفرش از لندن به منچستر فرصت را غنیمت می شمرد:او یا به مطالعه ی کتاب می پرداخت یا روی داستانی که در دست داشت کار می کرد.

تا اینکه یک روز قطار دچار نقص فنّی شد و رفع عیب آن چهار ساعت طول کشید.جو آن خسته از کار به منظره ی گاوهایی که در مقابلش بودند خیره شده بود که ناگهان فکر هری و مدرسه جادوگری در ذهنش شکل گرفت.او خیلی زود به شخصیّت هری شکل بخشید و شروع به طرح ماجراهای هری کرد.امّا این دوره ی شادی بخش زودگذر بود.مادر جوآن که یک سال پیش از آن به بیماری "ام.اس"مبتلا شده بود،به طور ناگهانی در سن 45 سالگی درگذشت.جوآن احساس گناه می کرد و پشیمان بود از اینکه هیچ قسمت از داستان هری را برای مطالعه در اختیار مادرش قرار نداده بود.جوآن در سپتامبر 1990 به عنوان آموزگار زبان انگلیسی پورتو به یکی از شهر های شمال پرتغال رفت.در آن جا خیلی زود توانست خود را با محیط وفق بدهد.
ساعت تدریس او بعد از ظهر ها و عصر ها بود و در نتیجه صبح ها آزاد بود و با خیال آسوده ماجراها ی هری در هاگوارتز را شکل داد.جوآن مدّت های مدیدی را به جمع آوری اسامی غیر عادی گذراند و در خلق اسامی،ماهر و زبردست بود.از این رو هنگامی که اسم هایی از قبیل "دانه های همه مزّه" یا "جاستین فینچ فلچلی" به طور ناگهانی در ذهنش پدیدار می شد،بی اختیار قهقهه می زد.در همین زمان با خبر نگار یکی از شبکه های تلویزیونن مهمّ پرتغال به نام "جورج آراتز"آشنا شد و ازدواج کرد.جوآن در سال 1993 "جسیکا" را به دنیا آورد و چند ماه بعد ،از همسرش جدا شد و دوباره به ادینبورگ برگشت.

کار و بچّه داری تمام وقت او را گرفته بود.فشار زندگی زمانی را باقی نمیگذاشت تا به کار نویسندگی بپردازد.یک روز برای "دی"(خواهرش)قصّه هری پاتر را تعریف کرد و او بلافاصله مجذوب شد.جوآن می گوید:"اگر دی نخندیده بود شاید من از نوشتن ادامه ی داستان دست میکشیدم،امّا دی خندید."
در سال ۱۹۹۴ بالاخره داستان را به پایان رساند و برای چاپ و انتشار آن اقدام کرد."کریستوفر لیتل"که یک تاجر تمام عیار و بی تکلّف بود قبول کرد که نماینده انحصاری نوشته های جوآن باشد.او نسخه هایی از هری پاتر را برای برخی از ناشران بزرگ انگلیس فرستاد و با عدم پذیرش ناشران روبه رو شد.امّا لیتل امیدوار بود و عقیده داشت کتاب به قدری خوب است که بالاخره کسی پیدا می شود آن را منتشر کند.
در سال ۱۹۹۶ سرانجام یک مؤسسه ی انتشاراتی به نام "بلومس بری"چاپ کتاب "هری پاتر و سنگ جادو" را پذیرفت و در آمد سالیانه ۲۰۰۰ پوند را به جوآن پیشنهاد کرد و جوآن هم پذیرفت.جو آن می گوید:"هنگامی که کریستوفر به من تلفن زد به من گفت ناشری به نام بلومس بری حاضر است کتاب را منتشر کند.من با صدایی مانند دیوانه ها گفتم واقعا؟! یعنی قرار است کتاب منتشر شود.و وقتی که تلفن را قطع کردم جیغ کشیدم و به هوا پریدم." وی همچنین با نوشتن نامش به صورت "j.k.Rowling"(جی. کی .رولینگ)موافقت کرد زیرا ناشر نگران بود که مبادا نام یک نویسنده ی زن روی جلد کتاب ،پسر ها را به سوی خود جذب نکند ،امّا در سال ۱۹۹۷ استقبال شایان از این کتاب به حدّی رسید که به هنگام برگزاری نمایشگاه سالانه ی کتاب بولونیا در ایتالیا که طی آن امتیاز کتاب های خارجی به فروش می رسد مزایده ای برپا شد و حقّ چاپ آن در آمریکا به ارقام نجومی رسید.

جوآن رولینگ "هری پاتر و فرمان ققنوس "را در سال ۲۰۰۳ و "هری پاتر و شاهزاده ی دورگه" را در سال ۲۰۰۵ به پایان رسانید .جوآن در حال حاضر مشغول نوشتن کتب هفتم است .اکنون همه منتظر پایان هری پاتر هستند ،چون در کتاب هفتم سر انجام زندگی هری پاتر مشخّص می شود و افسانه ی هری پاتر برای همیشه به پایان می رسد.
جو آن در سال ۲۰۰۱ با دکتری به نام "نیل مورای"ازدواج کرد کا حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسرا ست.دخترش در سال ۲۰۰۵ و پسرش در سال ۲۰۰۳ به دنیا آمدند.
من هم از طرف خودم و تمامی طرفداران هری پاتر در سراسر دنیا،از جوآن به خاطر کتاب زیبایش تشکّر می کنم.

امروز هم یک آهنگ جدید از سعید محمّدی میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد. و یکی از بهترین آهنگایی که من دوست دارم:(البتّه این آهنگ به طور کامل برای دانلود نیست و بیشتر برای گوش دادن.سعی می کنم به زودی تایپ بهتر این آهنگ رو برای شما دوستان عزیز بیارم)
اوِل در مورد فیلم Final Destination 3 که من خودم رفتم سینما و اون رو دیدم که واقعا مثل دو فیلم قبلی اش قشنگ بود که البتّه به نظر من فیلم ۱ و ۳ نسبت به دو قشنگ ترند:
![]() |
كارگردان: |
جيمز وانگ |
|
پخش: |
نيو لاين سينما | |
|
بازيگران: |
مری اليزابت وينستد، رايان مريمن، تگزاس بتل، جينا هولدن، داستين ميليگان | |
|
زمان: |
- | |
|
تاريخ اكران: |
10 فوريه 2006 | |
|
درجه فيلم از نگاه منتقدان: |
C | |
|
درجه فيلم از نگاه كاربران: |
B | |
|
| ||
|
خلاصه داستان:
|
یک دانش آموز دبیرستانی به نام وندی کریستنسن(مری الیزابت وینستد) مرگ تراژیک دوستانش را در یک صانحه با ترین هوایی پیش بینی می کند و علیرغم کوشش فراوان نمی تواند از این حادثه جلوگیری کند . پس از این اتّفاق، وندی با یکی از هم کلاسیهایش به مبارزه با زمان می پردازد تا مانع تکرار این رویداد برای بازماندگان حادثه شوند.آیا آنها موفق میشوند؟ |
عکس ها:
زندگینامه ی ج.ک.رولینک
زندگینامه ی اما واتسون
مصاحبه با سیاوش قمیشی
۱.کامران و هومن ۳۳ رأی
۲.سیاوش قمیشی ۱۵ رأی
۲.کامرون کارتیو ۱۵ رأی
۳.افشین ۱۴ رأی
۴.آرش ۱۲ رأی
۵.گوگوش ۹ رأی
۶.اندی ۸ رأی
۶.شهاب تیام ۸ رأی
۷.رومی ۳ رأی
۷.نیما ۷ رأی
من یک معذرت خواهی به همه بدهکارم چون قول داده بودم هفته ی پیش مطالبی رو در مورد دامبلدور بیارم که به دلیل این که هر روز امتحان داشتیم نیاوردم
و خب حتما همه ی شما هم مثل من امتحان دارین
. ولی این هفته دیگه حتما میارم.
و مرجان خانوم:پرسیده بودید که زمان امتحانا آپ می کنم یا نه.بله من حتما زمان امتحانا آپ می کنم ولی کم تر از بقیّه ی وقتا که خب الان هم خیلی آپ نمیکنم.ولی سعی خودم رو میکنم.![]()
توجّه:
در نظر سنجی جدید نام بازیگران هری پاتر وجود نداره.این بدین معنا نیست که اسم آن ها فراموش شده بلکه چون آنها نوجوان بودنداسم آن ها نوشته نشده.
ولی من همه ی دلایل رو نگفتم و می خواستم این رو بهتون بگم که تا آخر این هفته دلایل دیگر خودم رو در همین قسمت بالا می نویسم تا اونها رو بخونید و بعد خودتون در باره این موضوع قضاوت کنید.
سوال : تعطيلات رو چطور مي گذروني ؟
اما : متاسفانه امتحاناتم در ژانويه است . به هر حال به اصلاح مو ها و صورتم مي پردازم و همچنين شركت در جشن هاي كريسمس ... و كمي استراحت و ملاقات با دوستان و خانواده .
سوال : براي كدام امتحان نگراني ؟
اما: بدترين درس براي من شيمي است . اين درس واقعا" عذاب آوره است ... ازش متنفرم . موضوع مورد علاقم بطور معمول هنر است . اما به هر حال شيمي بدترينه و همچنين جغرافي كه ناراحت كننده اس .
سوال : در مورد بازي ويدئويي جديد هري پاتر چطور فكر مي كني ؟
اما: به نظرم خوب بود . از نوع ترسناكش بود . و همچنين براي اولين بار بود كه كاركترها واقعا" شبيه ما بودند . اين نوع جالبي براي من بود ...وقتي كه بصورت يك آدم لج باز نشان داده مي شدم (در بازي ) .
سوال: آيا اسباب بازي هاي جديد جام آتش رو خريدي ؟
اما:نه من نمي خواستم . چون اين واقعا" مور مور كننده است كه عروسك "خودم" رو داشته باشم .
سوال : نظرت در مورد اينكه بعضي افراد وسايل هري پاتري مربوط به تو رو مي خرند چيه ؟
اما: من بعضي چيزهاش رو مثل تي شرت هري پاتر دارم و البته نمي تونم با پوشيدنشون جايي برم . از جمله دوستانم در مدرسه من رو دست مي اندازند . من واقعا" نمي تونم اونهارو بپوشم .
سوال: وقتي كتاب 6 هري پاتر اومد چطور اون رو تهيه كردي ؟
اما: من رفتم و در صف ايستادم درست مثل بقيه . من اون رو در 2 روز بدون وقفه خوندم . چون واقعا عاشقش بودم .
(اما در پریمیر wedding crashers)
با عضویت در این گروه می توانید از عکس ها،مطالب،فایل ها و امکانات دیگر آن استفاده کنید و همچنین می توانید خودتان در آن جا عکس و ... قرار دهید تا دیگران بتوانند از آن استفتده کنند. در این مکان در مورد سینما و هری پاتر با دیگر اعضای گروه بحث و گفتگو کنید و همچنین از آپدیت های وبلاگ مطّلع شوید.
تابلو دانیل رادکلیف در گالری پرتره ی انگلستان جا گرفت...
دانيل رادكليف، ستارهي فيلم هري پاتر بهغير از اعضاي خانوادهي سلطنتي انگليس، جوانترين فردي است كه تابلوي نقاشي انفرادياش در گالري پرترهي ملي انگليس بهنمايش درآمد.
تابلوي رادكليف - 16 ساله - اثر استوارت پيرسون رايت، درشمار بيش از 40 اثر جديدي است كه در گالري مركزي مشهور لندن بهنمايش گذارده شدهاست.
اين هنرمند كه پيشتر چهرهي جی.كی رولينگ، خالق اين پسربچهي جادوگر را نقاشي كرده بود، دو سال پيش رادكليف را با شلوار جين و يك تیشرت كشيده است كه به يك صندلي در استوديويش در حالتي فكور، نگاه ميكند.
اين هنرپيشهي جوان دربارهي اين پرتره به فرانسپرس گفت: اين پرترهي عجيب و غريب است و احساس عجيبي به من میدهد؛ اينكه تابلو پرترهات ميان تابلوي هنرپيشهگان برجسته باشد، ارزش بسيار زياد دارد و افتخار آفرین است.
رادكليف كه اخيرا در حال بازي در فيلم "هریپاتر و فرمان قفنوس"، پنجمين فيلم از سري فيلمهاي هری پاتر است، گفت: اين كه بخواهم روبروي نقاش و طراح آرام بنشينم برايم بسيار سخت است.
پرترهی رادكليف در كنار نه تابلوی ديگر رايت، از هنرپيشهگان فيلمهاي هری پاتر در اين گالری به نمايش درآمده است.
رايت در سال ۲۰۰۰ پرترهي بحث برانگيز پرنس فيليپ، همسر ملكه اليزابت دوم را كشيد.